روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
46
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
حكم نشايد . كه اگر راضى شود خرسند گردد ، و هر كه خرسند است موقوف است ، و هر كه موقوف است از اسرار برون است . طفل است آنكه راضى است ، محقق است آنكه نه راضى است . راضى نشود اگر تو راضى شود ، او راضى شود اگر تو راضى نشوى . آنچه مبادى است رضاست ، و آنچه انتهاست نارضايى است . رضا آن است كه چون او تو را پسنديد به عبوديت ، تو او را بپسندى به ربوبيت . و نارضايى آن است كه هر چه يا بى از آن بگذرى ، كه در شرط رهروى ايستادن كفر است . اين قدر است نشان معاملات كه رهروان راست . و حقيقت آن در گفت نيايد ، زيرا كه ما را تعجيل است ، و كار وراى گفتگوى است . اما اين انموذج سكون دل ياران است ، و اگرنه ، كار از معاملت برون است ، كه عشق « 1 » از فهمها دور است . اما معاملت بر سه قسم است : قسمى عام راست ، و قسمى خاص را ، و قسمى خاص الخاص را . آنچه عام راست تهذيب اشباح است ، و آنچه خاص راست تطهير ارواح است ، و آنچه خاص الخاص راست تقديس اسرار است . مجلسيان مشاهدهء او از اين هر سه برونند ، زيرا كه از گلخن طبيعت به صحراى حقيقت صيد وصال حق شدند . و از رسوم مقدس گشتند . سرشك « 2 » گوهر عشقشان از صدف « 3 » زمن بيرون است . آدمى صورتند و خداى صفتند ، زيرا كه به وجود حق روشنند . سبحان اللّه ، چه قومند كه زمام عبوديت را بگسستند « 4 » و شهر خدا را بغارتيدند و به بحر قدم فرورفتند ! كاشكى كه ايشان را از اين سوختگان كه همدرد ايشانند و از ايشان باز ماندهاند ياد آمدى . شعر ان الكرام اذا ما اسهلوا « 5 » ذكروا « 6 » * من « دان بالفهم » « 7 » فى موضع الخشن بلغنى « 8 » اللّه و اياكم مقام العارفين المشتاقين « 9 » .
--> ( 1 ) - الف : عاشق ( 2 ) - ب ، ج : سرشت ( 3 ) - ب ، ج : صرف ( 4 ) - الف : بگسيختهاند ( 5 ) - ج : سهلوا ( 6 ) - ج : اذكروا ( 7 ) - الف : كان يألفهم ( 8 ) - د : بلغنا ( 9 ) - د : « انشاءالله » اضافه دارد